![]() |
![]() |
|
| ...زوال پاکی چشمهایی که در نبودن احساسی به نام " عشق " سیاه شد... |
|
عمري مرا به حسرت ديدن گذاشتي؛بين رسيدن و نرسيدن گذاشتي
يك آسمان پرندگي ام دادي و مرا؛ در تنگناي از تو پريدن گذاشتي وقتي كه آب و دانه برايم نريختي؛ وقتي كليد در قفس من گذاشتي امروز از هميشه پريشان تر آمدي؛ دنبال من بناي دويدن گذاشتي من نيستم ! نگاه كن اين باغ سوخته... تاوان آتشيست كه روشن گذاشتي گيرم هنوز تشنه حرف توام ولي؛ گوشي مگر براي شنيدن گذاشتي؟؟؟؟! |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 17:44 توسط سحر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
وقتی که مغز من هنوز لبریز از صدای وحشت پروانه ای بود
که او را در دفتری به سنجاقی مصلوب کرده بودند.. وقتی که زندگی من دیگر چیزی نبود هیچ چیز جز تیک تاک ساعت دیواری... دریافتم که باید باید باید دیوانه وار دوست بدارم...! |
| پیوندهای روزانه |
|
my yahoo 360 !!!1 محسن چاوشی گالری عکس بازیگرا !!! آوریل بنیامین بهادری آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل خرداد 1387 هفته سوم اردیبهشت 1387 هفته دوم اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته دوم شهریور 1385 |
| پیوندها |
|
دلباخته عشق = آبادان دخترای کوچه پشتی خلوت عاشقانه شعرای عسلی دل نوشته ها نخ سوزن بهست فرزانگان ! منتظران کومه دل برای او... مادر ترزا... 30si |
|
RSS
|