تبليغاتX
چشمان سیاه - خطوط موازی
...زوال پاکی چشمهایی که در نبودن احساسی به نام " عشق " سیاه شد...
 
او که می گوید
خطوط خسته موازی هرکز به آن بوسه مشترک نمی رسند،چیزی از امتداد حوصله نقطه ها در خواب سر بسته ی این دایره نمی فهمد...
ورنه می فهمید، مخفی ترین مگوهای پرگار در گردش نابهنگام کدام حادثه پنهان است!...
اگر پروانه از اشتیاق عجیب رهایی لبریز نبود، چطور می توانست در وهم خاموش پیله از عطر و نور و نماز نرگس با خبر شود؟؟...
من این راز به هرکس مگوی معمولی را از اصرار آینه بر شکستن خویش آموخته ام ،
که عشق مکافات زنانه ترین رویاهای آدمی ست
پس تو، قیچی پر گوی بی خبر!
رحمت این همه حذف بی چرا را چه می کشی ؟؟
در بارش بی قرار این همه نقطه چین، دیگر دست خط حرام هیچ علاقه ای سنگسار نخواهد شد
...!

 

(علی صالحی)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 10:42  توسط سحر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
وقتی که مغز من هنوز لبریز از صدای وحشت پروانه ای بود
که او را در دفتری به سنجاقی مصلوب کرده بودند..
وقتی که زندگی من دیگر چیزی نبود هیچ چیز جز تیک تاک ساعت دیواری...
دریافتم که باید باید باید دیوانه وار دوست بدارم...!

پیوندهای روزانه
my yahoo 360 !!!1
محسن چاوشی
گالری عکس بازیگرا !!!
آوریل
بنیامین بهادری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل خرداد 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته دوم شهریور 1385
پیوندها
دلباخته
عشق = آبادان
دخترای کوچه پشتی
خلوت عاشقانه
شعرای عسلی
دل نوشته ها
نخ سوزن
بهست فرزانگان !
منتظران
کومه دل
برای او...
مادر ترزا...
30si
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM