تبليغاتX
چشمان سیاه - چه شد ؟
...زوال پاکی چشمهایی که در نبودن احساسی به نام " عشق " سیاه شد...
 

دوباره با من باش
 پناه خاطره ام
اي دو چشم روشن باش
هنوز در شب من آن دو چشم روشن هست
 اگر چه فاصله ما
 چگونه بتوان گفت ؟
هنوز با من هست
كجايي اي همه خوبي
تو اي همه بخشش
چه مهربان بودي وقتي كه شعر مي خواندي
چه مهربان بودي وقتي كه مهربان بودي
چگونه نفس تو رادر حصار خويش گرفت
تو اي كه سير در آفاق روح مي كردي
چه شد
 چه شد كه سخن از شكست مي گويي
 تو اي كه صحبت
فتح الفتوح مي كردي

 

(حمید مصدق)

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 10:11  توسط سحر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
وقتی که مغز من هنوز لبریز از صدای وحشت پروانه ای بود
که او را در دفتری به سنجاقی مصلوب کرده بودند..
وقتی که زندگی من دیگر چیزی نبود هیچ چیز جز تیک تاک ساعت دیواری...
دریافتم که باید باید باید دیوانه وار دوست بدارم...!

پیوندهای روزانه
my yahoo 360 !!!1
محسن چاوشی
گالری عکس بازیگرا !!!
آوریل
بنیامین بهادری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته اوّل خرداد 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته دوم شهریور 1385
پیوندها
دلباخته
عشق = آبادان
دخترای کوچه پشتی
خلوت عاشقانه
شعرای عسلی
دل نوشته ها
نخ سوزن
بهست فرزانگان !
منتظران
کومه دل
برای او...
مادر ترزا...
30si
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM